
22بهمن : در روز 22 بهمن 1357، تاريخ نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني (ره) به نقطه عطف خود رسيد. در روز 22 بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهي 2500 ساله و ظلم و استبداد بيش از 50 ساله رژيم پهلوي در ايران، ريشه كن شد و به خواست الهي حكومت جمهوري اسلامي تأسيس شد.
وقایع ۲۲ بهمن :
در روز 22 بهمن به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.


«محمدنوریزاد» پدیدهی ناشناختهای نیست! تاریخ، امثال او را زیاد به خود دیده است و من سالهاست او را میشناسم. مخصوصاً از شش ماههی آخر حیات سیّد مرتضی! روزهایی که آقا مرتضی شدید و از همه طرف زیر هجمه و شانتاژ و باران تهمت و فحاشیِ مصادر قدرت قرار داشت و حتی یک لبخند یا سلام علیک مختصر میتوانست به او روحیه بدهد، نوریزاد به واسطهی نان خوردن در محضر اولیاء وقت جام جم، حق سفره را تمام و کمال به جا میآورد و از سایهی آقا مرتضی هم فراری بود، همین حضرت، بلافاصله بعد از شهادت آقا مرتضی در حیاط مسجد ارک، جلوی چشم صدها نفر، طفلک “سعیدقاسمی” را با میکروفن جام جم جلوی دوربین سیّار تلویزیون به باد سین جیم بسته بود و با ادعاهای درخور دایههای مهربان تر از مادر و با چشمانی خیس از اشکِ مصلحتی، به سبک آن تمساحِ معروف، از حاج سعید میپرسید: «چطور دلت آمد مرتضای ما را ببری توی آن میدان مین؟!» حاج سعید میگفت: «این یارو دیگه کیه؟! انگار اون میدون مین رو ما از قصد برای آقا مرتضی چیده بودیم و خودمون سید رو هُل دادیم روی مینِ والمر!»
بله، او را میشناسم، و از روزهایی که بدون روادید سوار بر قطار قلم زنان آزادهی پای کار انقلاب در مجلههای «اعتصام»، «سوره» و روزنامه «کیهان» شد تا روزهایی که کِشان کِشان خود را به قافلهی راوی سرخ جامهی «روایت فتح » رساند و برای خود آبرویی دست و پا کرد.
مجریِ سوپر انقلابیِ برنامههای هفتگیِ «گروه تلویزیونی جهاد» و روایت فتح که جنگ و جبهه را و شبهای حمله و خاکریز را تنها از رهآورد دریچه دوربین و قاب فیلمهای هنرمردان این دو گروه به تماشا نشسته، بعد از شهادت خونینِ علمدار روایت در سحرگاه ۲۰ فروردین ماه ۷۲ در قتلگاه شهیدان فکّه، همچون گندم نمایی جو فروش، بدون اعتقاد و ایمان به راه و رسم سید مرتضی آوینی و بی بهره از استعدادهای الهی سّیدِ شهید، ردای گشاد و غصبیِ جانشینی او را به تن کرد و شد یکی از خلفای بلافصلِ آقا مرتضی! نه، اشتباه نکنید! مطمئن باشید ادعای نداشتن اعتقاد و ایمان به راه سیّدالشّهدای اهل قلم، اتهام من به او نیست. اعتراف خود او نزد من است… بارها و بارها در حیاط نُقلی روایت فتح و در صحن و سرای مؤسسه شهید آوینی، مرا با افاضات و افشاگریهای شجاعانه! خود علیه خود، مبهوت و حیرت زده کرد.
او شیفتهی «دیده شدن» است. چه در قاب تلویزیون در کسوت مجری و چه در هیاهوی عربدهکشان و گردن کلفتان کذّاب که خوف و وحشتِ ناشی از برملا شدنِ نفاقشان را پشت کلمات آراسته شان پنهان کردهاند… و من همچون خیل جماعتی که این سیرک بازِ غیرحرفهای را میشناسند، داغ پاسخ دادن به العطشهای شهوتناک او برای بیشتر دیده شدن را بر جگرش گذاشتم و یازده نامه او را با سکوت پاسخ دادم. اما نامهی دوازدهم… از این به بعد بنای من بر سکوت نیست و این یادداشت ادامه مییابد و تبدیل به کابوس هولناکی برای او خواهد شد که تا زمان گریختنش از کشور و پناه بردن به آغوش گوسالههای سامری، همچنان که فرزند پیش قراولش «اباذر» را پیش از خود راهی کرد، پیوسته ادامه خواهد یافت. چرا که برای ثبت در تاریخ و حافظهی تاریخی این ملّت و باز برای روشن شدن اذهان جوانان پاک سرشت و دختران و پسرانِ بیگناه و مظلوم این آب وخاک، رسم جوانمردی نیست اگر حقیقت عیان نشود.
حضرت حقّه باز، در سلسله نامه پراکنیهای جاهلانهاش، در حالی دم از عدالت میزند که خود در تولیدات تصویریِ شرم آورش و در حالی که انبوه جوانان با استعداد این سرزمین در صفِ طویلِ تأمینِ حداقلها برای تولید آثارشان مانده اند، دست کم میلیاردها تومان از سرمایهی بیت المال مستضعفین را با ساخت فیلمهای غیرقابل پخش و کوتاه قد، به آتش کشید و از بین برد.
آنهایی که از نزدیک روحیهی این پهلوان پنبه را میشناسند، به خوبی میدانند که هر بار شکم او از انباشت سکّهها تهی میشود، فریاد و عربدهی او برای باجگیری و دریدن یقهها به هوا میرود. و هر وقت ساکت است، یعنی که سر در آخور فرو برده است!
کسی که در ایّام حبس، به جای تدبّر، تأمل، تأدیب و تفکّر، دوره آموزش جنگ روانی توسط استاد و هم بندِ خود «مصطفی تاجزاده» را بهصورت جهشی پاس نموده، ای کاش میدانست همچون ابزاری موقّت و یکبار مصرف، آلت دستِ اربابان و استادانِ خبرهی خود قرا گرفته است. ای کاش به جای هوای خود بزرگ بینی و هوسِ نصیحتِ دیگران و ژست قهرمان گرفتن، سری به خانهی زنان رنج دیده و بیپناهی میزد که از ترس آبرو و آزارهای او آرام و قرار ندارند و حقوق بالا کشیدهی آنان را پرداخت میکرد. ای کاش میشد به مردم و خانوادهی او بخشهایی از نفاق و نهان کاریهای او را نشان داد، افسوس!
نوریزاد اکنون به جُرثومهای لجوج تبدیل شده که راه بازگشت ندارد، مگر اینکه توبه کند و جبران مافات، که بعید میدانم چنین توفیقی یابد. او یکی از بزرگترین اختلاس کنندههای فرهنگی است و اعتقاد دارم شکم او انباشته از حرام و گندابههای متراکم است و بدن او آغشته از نجاست! وگرنه این همه چِرک و عفونت کجا و قلم و زبان یک مسلمان آزاده کجا؟! از این روی به تأسی از پیشبینیِ سیّد و سالار شهیدان، حضرت ابا عبدالله (ع) انتظار شنیدن و اثر کردن سخن حق و تأثیر در او با این شکم متورم از حرام، خیال باطل است.
اگر اینطور بود، جلسه پنج ساعته من با او در روزهای حبس و در حضور دو تن از دوستان قدیمی او میتوانست او را به خود آورد. امّا در همان نشست دریافتم که به او دیگر امیدی نیست و به اعماق سیاهچال ضلالت و گمراهی سرنگون شده.
گفتنیهای بسیاری با او داشتم که در آن جلسه گفتم، و به او یادآوری کردم که هزار هزار جوان مؤمن و عاشق و با استعداد، امروز خود را برای مصاف و رویارویی با اولیاء الشیطان آماده کردهاند و برای نبرد آخر الزمانی پا میکوبند، و ریزشهای سوخته و خودفروشی از جنس تو را به حساب نمیآورند. جوانانی را در این میهن عزیزتر از جانم میشناسم که امثال تو به دامنهی قلهی وجودی آنها هم نخواهید رسید. از هر راهی رفت که از استدلالهای منطقی و انسانی خلاص شود، راه خود را بسته دید، لاجرم فریاد میکشید و از کوره در میرفت.
نوریزاد با وجودی که بارها بر سر اختلاف عقیده با سیدمرتضی آوینی درگیر شده بود و مبانی اعتقادی و فکری آقامرتضی را از اساس باور نداشت و این را بارها و علنی بر زبان رانده بود، امّا استعداد و اشتهای زیادی داشت تا بعد از شهادت سید، خود را بهجای او جا بزند و همچون میراث خواران یا به قول قُدما: مرده خورهای حرفهای، خود را بر گُردۀ دوستداران و دلدادگان راه سیّد، تحمیل کند.
او حتی لیاقت این را نداشت که تا ظهور خورشید همراه این قافله بماند، حتی عرضه و توفیق نان خوردن از سفرهی همیشه گستردهی آوینی را هم نداشت چرا که راه و رسم سید، هنر مرد بودن است نه مزدورِ اجنبی شدن!
یقین دارم که عملکرد امروزِ او بخشی از پروژه دشمن است و او در پازل جبههی نفاق بازیگر شایستهای است.
اما اساساً دعوای من فراتر از قد و قوارهی نوریزاد است. امروز یقهی آمریکا و اسراییل در دست ماست و ما را حتی با کوتولههایی مثل اربابان «فتنهگر» و« انحرافی» او هم کاری نیست. نظام ما، نظام رئوفی است، آنقدر رئوف و مهربان که با آفتابپرستانِ دستمالی شدهای از جنس نوریزاد، با مدارا رفتار میکند و بهجای زندان اوین، هتل اوین میبرد مخالفینش را، نمونهاش آزادیِ امثال اوست و آزادی قلمها و زبانهای دریدهشان.
همه به یاد میآورند سالهای قبل از این چرخش رسوایی آفرین او را که با تیزی قلم خود چیزی برای هم بندهای امروزین خود باقی نگذاشته بود. هم ما و هم همسایهها و همنفسهای امروز او بر سر مواضع خود مانده ایم، این محمد نوریزاد است که بعد از پرده دریهای گستاخانه و ریش فروشیهای بی ریشه خود، قافیه را تنگ دیده و حالا که این سو جایگاهی ندارد، به صف آرایش گرفتهی اصحاب یزید و سپاه عمر سعد پیوسته. هر چند که نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این ست. تمام آن رجّالهها، سر قَتَلهها و شیعه نماهای بیوفای سپاه کوفه هم امروز همدم و یاور نوریزادها شده اند. و کسانی را که تا دیروز «مولای» خود خطاب میکرد، امروز در داستان او تبدیل شده اند به شمر و خولی و سنان و حَرمله.
گفتم حَرمله یاد کربلا افتادم و یاد لقبی که یکی از سران فتنه در شب نشینیِ منزل نوزی زاد به وی اعطا کرد و او را« حُرّ»زمان نامید! مطمئنم اگر همین حالا و در همین ماه عزای آل البیت (علیهم السلام) خود را در آیینه ببیند، متوجه تغییر شدید سیمای خود خواهد شد. کافی است عکس سالهای ماضی و دور خود را کنار قاب آیینه بچسباند و خود را بار دیگر و این بار با چشمِ باز با چهرهی امروزش مقایسه کند، شک ندارم که به جای«حُرّ»، «حَرمله» را خواهد دید! بله حرمله؛ حرملهای که در میان رجّالههای قشون کوفه و با تیر سه شعبه از گلوی علیاصغر شش ماههی حسین هم دریغ نکرد، امروز در میان همان قشون و با دست به قبضهی شمشیر به سمت قامت رشیدِ سکاندار سفینهی عاشورایی انقلاب هجوم میآورند. امّا هیهات! که کربلا تکرار شود. امروز دیگر با فرمول ۹دی باید در مورد سیدناالقائد صحبت کرد نه با فرمول کوفه! همهی حرف نسل ۹ دی این بود که ما کوفی صفت نیستیم و عاشورایی تا آخر ایستادهایم.
…چه زیبا گفت:
دنیا اگر از یزید -بخوانید حرمله- لبریز شود ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
دیگر چه برای گفتن مانده است جز: یا اباعبدالله، برئت الی الله و الیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم …
شب رفتم و حجره ایشان ماندم. صبح طلوع فجر بیدارم کرد پا شدیم و نماز خواندیم آنگاه در گنجه اى را باز کرد و یک سطل بیرون کشید و یک کلاه نمدى گذاشت سرش و گفت: برویم. آن موقع در اصفهان مرسوم بود که صبح زود آب حوضها را خالى می کردند و با پا آب می کشیدند و دوباره حوضها را پر می کردند ما راه افتادیم توى کوچه ها و داد زدیم: آب حوض میکشیم! آب حوضی! خانه اى صدایمان کردند، من حوض را خالى و پاک کردم و مدرس آب کشید و پر کرد، دو تا حوض خالى و پر کردیم و نفرى سه پول گیرمان آمد. آن وقت مدرس رو به من کرد و گفت: دیدى؟ این هم پول، هم می توانى خودت نان بخرى و هم به دو طلبه دیگر هم کمک کنى!
حضور هوشمند و با بصيرت رزمندگان اسلام در دفاع مقدس
در رابطه با نیروهایی که کنار پیامبر(ص) بودند و به عنوان مبارز و مجاهد می جنگیدند، ببینید چه دیدگاهی در آنجا حاكم بود، اينها در کنار خود پیامبر(ص) بودند و به فکر پیروزی بودند، چون می گفتند اگر ما پیروز شویم غنائم زیادی به دست می آید. این بر اساس تحریف نیست بر اساس بررسی ها و تجزیه و تحلیل صورت گرفته و به اذن قرآن در سوره انفال که بررسی کنید اینها را برای شما بیان می کند، کسانی که در کنار پیامبر
فضائل حضرت فاطمه(س) همچون امير المؤمنين علي(ع) چنان بود که هرچند مخالفان در کتمان و يا دگرگوني آن سعي داشتند و دوستان نيز در مخفي کردن آن تلاش کردند، ليکن باز در زمينه مناقب و فضائل آن حضرت کتب متعددي نگاشته شد و خود اهل سنّت روايتهاي بسياري درباره ايشان نقل کردهاند. جالب اينکه تقريباً تمام مقامات و مناقبي که در کتب شيعه درباره فاطمه زهرا(س) نقل شده در کتب معروف اهل سنّت نيز آمده است و در ميان اسناد و مدارک اين توصيفات به اعترافات صريحي در اين زمينه، از افرادي همچون معاويه، عايشه و يا بعضي از خلفاي پيشين برخورد ميکنيم که در صفحات تواريخي که به دست مورّخان خود آنها نگاشته شده، ثبت است! و اين چيزي نيست جز مشيت و اراده الهي و يک اعجاز بزرگ از اهل بيت عصمت(عليهم السّلام).
از جابر بن عبداللَّه
انصاري صحابي بزرگ پيامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: «وقتي خدا آدم و حوّا
را خلق فرمود، در بهشت ميخراميدند و ميگفتند: از ما زيباتر کيست؟ در اين
گفتوگوها بودند که دختري را مشاهد نمودند که هرگز مانند وي را نديده
بودند، زيرا نورانيّت عجيب و درخشندگي فراوانش چشمها را خيره ميساخت. عرض
کردند: خداوندا اين بانو کيست؟ فرمود: صورت سيده زنان، فاطمه زهراست. عرض
کردند: پروردگار اين تاجي که بر سر اوست چيست؟ فرمود: شوهرش علي(ع). سؤال
کردند اين دو گوشواره چه هستند؟ فرمود: دو فرزندش که ايشان اين مقام را دو
هزار سال پيش از آنکه تو را خلق کنم در علم پنهانم داشتند.»[50] نسان
الميزان - عسقلاني - ج 3 - ص 345.
محبّ الدّين طبري در کتاب خود مينويسد:«خديجه
کبري روزي از رسول خدا(ص) خواست که برخي از ميوههاي بهشت را به او نشان
دهد. جبرئيل به سوي برگزيده خلائق آمد و براي او دو سيب همراه آورده بود و
عرض کرد: اي محمّد، پروردگارت سلام ميرساند و ميفرمايد: يکي از آن دو را
خود بخور و ديگري را به خديجه بخوران و باوي خلوت کن، زيرا ميخواهم از شما
فاطمه زهراء را به وجود آورم، پس رسول خدا آنچه را که جبرئيل گفته بود،
انجام دادند... تا اينکه گويد: به همين دليل بود که نبي مکرّم هرگاه مشتاق
بهشت و نعمتهاي آن ميشد فاطمه را ميبوسيد و بوي وي را استشمام ميکرد و
در اين هنگام که بوي قدسي وي را استشمام ميفرمود، چنين اظهار ميداشتند:
فاطمه حوريهاي است به صورت انسان.»[51] ذخائر العقبي، ص 43.
راويان اين حديث عايشه و ابن عباس و سعيد بن مالک و عمر بن خطّاب هستند.
به نقل از تفسير ثعلبي از امام صادق(ع)[52] مرحوم مجلسي - بحار الانوار - ج 10. و جابر بن عبداللَّه انصاري آمده که فرمودند:
«رسول
اکرم(ص) فاطمه زهرا(س) را ديدند در حالي که لباسي از پوشاک شتر بر تن داشت
و به دست خود آسياب ميکردند و فرزند خود را نيز شير ميدادند، اشکهاي
فراوان از چشمهاي رسول خدا(ص) سرازير گرديد و فرمودند: دخترجانم تلخي و
سختي دنيا را پيشاپيش بچش تا شيريني آخرت را پس از آن دريابي. عرض کرد: اي
پدر گرامي، سپاس خداي بزرگ را بر نعمتهايش و شکر فراوان به خاطر مواهب و
آلاء و بخشودههايش، پس از اين گفتوگو بود که اين آيه نازل ميشود:
«وَلَسُوْفَ يُعْطيکَ رَبُّکَ فَتَرضي.» «به زودي پروردگارت آنچنان بخشش بر
تو نمايد که راضي و خشنود گردي».[53] سوره والضحي - آيه 5.
سايت نداي سبز آزادي در گزارشي از برگزاري جلسه ختم قرآن از سوي محمد خاتمي، براي آزادي زندانيان فتنه سبز خبر داد! نداي سبز آزادي نوشت: «ختم گروهي قرآن کريم به صورت مجازي به نيت آزادي و سلامتي اسرا و رهبران جنبش سبز در شب شهادت امير مؤمنان انجام شد.» در ادامه اين گزارش آمده است: «آغازگر اين عمل خدا پسندانه حجتالاسلام سيدمحمد خاتمي بوده. ايشان با ذکر دعا براي آزادي اسرا و رهبران جنبش سبز، رأس ساعت ده شب اين امر نيکو را آغاز کرد!»
اخبار و تحليلها: هيچ شكي وجود ندارد كه برگزاركنندگان اين جلسه دو هدف عمده را مدنظر داشتهاند:
1- سياهنمايي عليه نظام با توسل به زندانيان فتنه 2- ارائه چهرهاي معصوم و بيگناه از زندانيان فتنه. ظاهراً آقاي خاتمي خيلي زود حوادث و اتفاقات بيشرمانه فتنهگران در عاشوراي 88 و حمله به عزاداران حسيني و پاره كردن تصاوير حضرت امام(ره) و حمله به مساجد و... را فراموش كرده است. اين نوع قرآن به سر كردن در نگاه مردم فهيم ايران، يادآور سوءاستفاده از قرآن در جنگ صفين است.
اندیشمند مصري و شخصيتهاي فلسطيني با اشاره به نامگذاري آخرين جمعه ماه رمضان به نام روز جهاني قدس، تاكيد كردند كه امام خميني(ره) مسئله فلسطين را به قضيه اساسي و محوري در سطح جهان اسلام تبديل كردند."رفعت سید احمد" اندیشمند مسلمان مصری گفت که روز قدس امسال در سایه بیداری اسلامی که منطقه عربی با آن مواجه است، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است
.هواپيماهاي رژيم اشغالگر صهيونيستي در آستانه روز جهاني قدس به بهانه حملهاي كه در شهر ايلات انجام گرفت و موجب كشتهشدن هشت صهيونيست شد، طي چند روز گذشته چندينبار به غزه حمله كردند كه بر اثر آن، تعدادي از فلسطينيها كشته و مجروح شدند. اين حملات در حالي انجام گرفت كه هيچيك از گروههاي فلسطيني، مسئوليت حمله در ايلات را بهعهده نگرفت. نكته قابل توجه در اين حادثه، واكنش فعال و قدرتمندانه گروههاي مختلف فلسطيني به حملات رژيم صهيونيستي بود. در همين واكنشها بود كه براي اولينبار در تاريخ درگيريهاي فلسطينيها با رژيم صهيونيستي، مبارزان فلسطيني يك فروند از ناوچههاي جنگي رژيم صهيونيستي را در آبهاي غزه هدف موشك قرار دادند و صهيونيستها نيز به آن اعتراف كردند. واكنش شجاعانه مبارزان فلسطيني به حملات صهيونيستها در اين سطح و به اين گستردگي، آنقدر غيرمترقبه و وحشتافزا بود كه كابينه رژيم صهيونيستي ناچار شد جلسه اضطراري تشكيل دهد. درحال حاضر، رژيم صهيونيستي با دو معضل بزرگ مواجه است:
1- ادامه اعتراضات داخلي عليه برنامههاي اقتصادي دولت نامشروع نتانياهو؛ كه بيش از يك ماه است ادامه دارد و اين رژيم نتوانسته آن را حل كند و نيز ابهام جدي درحملات ايلات كه هيچ گروه فلسطيني مسئوليت آن را به عهده نگرفته است. بهنظر ميرسد بين اعتراضات داخلي رژيم صهيونيستي كه كمكم جنبه خطرناكي به خود ميگيرد با حملات ايلات ارتباط وجود دارد. اگر اين گمانه تقويت شود، رژيم صهيونيستي با مشكل بزرگتري روبهرو خواهد شد
.جريان فتنه بازهم با فرارسيدن روز قدس، در راستاي حمايت از صهيونيستها، تلاش خود را براي فراموشاندن فلسطين آغاز کردند و پنجشنبه سوم شهريور را بهعنوان حمايت از مردم سوريه انتخاب کردند! به همين دليل، تلاشهاي ضدانقلاب براي انحراف اين روز بزرگ و خبرسازيهاي گسترده آغاز شده است. جريان فتنه، با نامي تحت عنوان «شوراي هماهنگي راه سبز اميد» با انتشار بيانيهاي آورده است: «ملت آگاه ايران، هموطنان هوشيار، همراهان جنبش سبز، بار ديگر در آستانه واپسين جمعه ماه مبارک رمضان و بزرگداشت روز قدس قرار داريم.» اين بيانيه باز هم براي فراموش کردن قضيه فلسطين در آستانه روز قدس، بهانه جديدي مطرح ساخت و تأکيد کرد: «شوراي هماهنگي راه سبز اميد از مردم آگاه در سراسر ايران دعوت ميکند که در ساعت 10 شامگاه پنجشنبه سوم شهريورماه، با سر دادن نداي تکبير و برائت از خودکامگي، ضمن ابراز همبستگي با مردم مظلوم فلسطين و سوريه، انزجار خود از سلطه هرگونه ستم و کردار غير دموکراتيک ابراز دارند و پيام راستين مردمان اين مرز و بوم را به گوش خواهران و برادرانشان در سوريه و فلسطين برسانند
.»پايگاه اينترنتي جروزالمپست 23 آگوست 2011 (1 شهريور) در مقالهاي به سياستهاي حماس در قبال تحولات جهان عرب پرداخت و نوشت: گروه موسوم به کميتههاي مقاومت مردمي اميدوار است بهمنظور تأثيرگذاري بر خيزشهاي جهان عرب و هدايت آن به فلسطين، درگيري با اسرائيل افزايش يابد. حمله تروريستي در جنوب اسرائيل در 18 آگوست 2011 از سوي اين سازمان تروريستي صورت گرفت که بهعنوان بازوي تروريستي حماس فعاليت ميکند. اين عمليات، نشاندهنده تغيير راهبرد حماس در قبال بهار عربي است و اين جنبش، به جاي نظارهگر بودن و رويکرد منفعلانه، خود را به کنترل خسارات محدود ميکند. گروه کميتههاي مقاومت مردمي بهعنوان گروهي تحت کنترل حماس، در ابتداي انتفاضه دوم (در پايان سپتامبر 2000) تأسيس شد و افسران پيشين را که در نيروهاي امنيتي فلسطين فعاليت کرده بودند، همچنين فعالان فتح، جهاد اسلامي، جبهه مردمي آزادي فلسطين و ساير گروهها را تحت فرماندهي خود، گرد هم آورد.
امام صادق(ع) فرمودند:
آغاز سال"حساب اعمال"شب قدر است.در آن شب برنامه سال آینده نوشته می شود.

تبليغات رسانه اي غرب عليه جمهوري اسلامي ايران روند مداومي است كه از سالهاي پيش تاكنون ادامه داشته و هر روز بر حجم آن افزوده شده است. تلاشي كه دشمنان ايران اسلامي براي پيشبرد اهداف جنگ نرم در پيش گرفته اند، امروز عمدتا از طريق شبكه هاي ماهواره اي دنبال مي شود.

پخش فيلم هاي مستهجن و نمايش برنامه هايي كه روابط خانوادگي و جامعه اسلامي را مورد خدشه قرار مي دهد در كنار نشر اخبار غيرواقع و مغرضانه نشان از آن دارد كه بشقاب ماهواره اينك به راكت غرب براي پرتاب انديشه هاي غيراسلامي به درون افكار عمومي كشورهاي مستقلي نظير ايران تبديل شده است. بررسي و شناسايي اهداف تبليغات اپوزيسيون خارجي و شناخت نوع تحليل هاي آن، حاكي از واقعياتي است كه شايد براي مخاطبان بنگاه هاي رسانه اي غرب كمتر مورد توجه قرار گيرد. در اين گزارش سعي مي شود براي شناخت ماهيت برنامه هاي جنگ نرم دشمنان، بخش هايي از تلاش يك ماهه اخير آنان را زير ذره بين قرار دهيم و از روزنه اي دقيق تر، اهداف حقيقي اپوزيسيون را تحليل و بررسي كنيم.
فضاسازي، رمز بقاي كارتل هاي رسانه اي غرب
عمده برنامه هاي رسانه هاي غربي حتي آن دسته كه در قالب برنامه هاي اجتماعي و فرهنگي تعريف مي شوند، اهدافي سياسي را دنبال مي كنند. نگاهي به عمليات رواني نظام سلطه طي يك ماه اخير نشان مي دهد كه اهداف سياسي دشمنان انقلاب اسلامي با تمركز بر سه بخش كلي دنبال مي شود: ۱- موضوعات داخلي ۲- موضوعات خارجي ۳- موضوعات اقتصادي.
چهره جنجالي فوتبال ايران كه بارها به دليل مسائل انضباطي و اخلاقي شانس حضور در تيم ملي و بازي در ليگ برتر را از دست داده بار ديگر در يك پارتي شبانه بازداشت شد. به گزارش آخرين نيوز اين بازيكن پرحاشيه چندي پيش نيز در يكي از اين پارتي هاي متمول شبانه كه در شمال تهران برگزار شد به همراه حدود 50 نفر كه در ميان دستگيرشدگان، علاوه بر چند نفر از بازيكنان مشهور فوتبال كشور كه در تيم هاي ليگ برتري مشغول بازي بودند و چند چهره هنري حضور داشتند، بازداشت شده بود.
حيات جريان خارج نشين فتنه كه امروز از پول هاي بادآورده سازمان هاي امنيتي غرب ارتزاق مي كند، با تداوم فتنه و فتنه گري عجين شده است. اين فراريان پيوسته به بيگانه، براي آنكه درآمد خود را از دست ندهند و بيش از اين به دريوزگي نيفتند ناچارند تا به نحوي آتش فتنه را حفظ كنند و هر چند وقت يك بار سر و صدايي به پا كنند و مقاله اي بنويسند و مصاحبه اي كنند تا بساط فتنه را بازنگه داشته و براي اربابان خود دمي تكان دهند!
به عنوان نمونه «سايت كلمه» در هفته گذشته خبر داد كه در آستانه «پايان ششمين ماه بازداشت خانگي سران فتنه!» نزديك به 300 نفر از اصحاب فراري فتنه كه آنها را «چهره فعال سياسي، فرهنگي، هنري و اجتماعي» معرفي مي كند؟! به همراه چندين تشكل هوادار فتنه سبز و فعال در زمينه حقوق بشر؟! با امضاي يك نامه سرگشاده خطاب به بيش از ده نهاد و مقام بين المللي، خواستار اقدام براي آزادي موسوي، كروبي و همسران آنها شدند. اين افراد تنها براي اينكه خوراكي براي رسانه هاي مجازي فتنه فراهم آورده باشند و همچنين نشان دهند كه فتنه گران همچنان زنده اند! دست به چنين كاري زده اند.
هفته گذشته ويژه نامه خاتون كه به عنوان ضميمه روزنامه ايران انتشار يافت به دليل محتوا و جهت گيري هاي عجيب و غريب در موضوع عفاف و حجاب، بازتاب ها و واكنش هاي گوناگون و عمدتاً منفي را در پي داشت. موضع گيري هاي منفي نيروهاي ارزشي و اصولگرا در جامعه از يك طرف و عكس العمل مسئولان به ويژه در دو قوه مقننه و قضائيه نسبت به اين ويژه نامه از طرف ديگر، اين سوال اساسي و مهم را به ذهن هر تحليلگر خطور مي دهد كه گردانندگان اصلي و پشت صحنه اين هفته نامه، در شرايط كنوني با چه هدفي دست به انتشار اين نشريه زده اند. توجه به دو گزاره زير به عنوان فروض قطعي براي پاسخ به سوال مذكور ضروري است:
1- ماهيت عناصر اصلي تهيه كنندگان روشن است و تيم تهيه كننده نيروهاي رسانه اي در اختيار جريان انحرافي مي باشند؛ همان هايي كه در گذشته نشرياتي چون همت را منتشر مي كردند. بنابراين ويژه نامه در خارج از مجموعه روزنامه ايران و با هدايت عوامل اصلي جريان انحرافي تهيه و با پوشش روزنامه ايران انتشار يافت.
2- محتواي اين هفته نامه به گونه اي تنظيم شده و در آن ارزش هايي به چالش كشيده شده كه بروز و پيدايي چالش در جامعه اسلامي را پس از انتشار قطعي مي كند. چالش بين مخالفان و موافقان كه هر كدام نسبت خاص با انقلاب اسلامي دارند.
چند هفته اي از درگيري نيروي زميني سپاه با گروهك تروريستي «پژاك» در شمال غرب كشور مي گذرد و نيروهاي پرتوان سپاه با تلاشي خستگي ناپذير براي شب ها و روزهاي متمادي مواضع اين گروهك را مورد هجوم قرار داد و صدمات سنگيني به آنها وارد ساخت. گروهك در معرض اضمحلال «پژاك» كه توان مقاومت در برابر جان بركفان سپاه را نداشت با فعال كردن بخش رسانه اي و مساعدت رسانه هاي خارجي تلاش كرد از انعكاس اخبار واقعي كه بيانگر موفقيت هاي سپاه و شكست سنگين «پژاك» بود، جلوگيري كند. از اين رو نيروي زميني سپاه تصميم گرفت براي روشن كردن افكار عمومي در داخل و خارج از كشور و پايان دادن به اخبار و تحليل هاي مخدوش دشمنان نشست خبري را با حضور رسانه هاي داخلي و خارجي برگزار كند. سرهنگ «حميد احمدي» از فرماندهان عملياتي نيروي زميني سپاه با حضور در اين نشست، ضمن تشريح اقدامات سپاه در مقابله با گروهك پژاك به پرسش هاي مطرح شده نيز پاسخ داد.
سرهنگ احمدي به دلايل شكل گيري گروهك تروريستي پژاك اشاره كرد و گفت: از سال 1382 و در زماني كه حزب كارگران كرد (پ ك ك) از جانب آمريكا، اتحاديه اروپا و برخي كشورها در ليست گروهك هاي تروريستي قرار گرفت، گروهك پژاك با هدف ايجاد دور جديدي از فعاليت هاي (پ ك ك) و خروج اين گروه از بحران تشكيل شد و از سال 1384، با ورود به فاز نظامي درگيري هايي را در مناطق مرزي ايجاد كرد.
يكي از رويكردهاي سينماي شبه روشنفكري ايران، به چالش كشيدن احكام اجتماعي دين و نمايش چهره ا ي مخوف از افراد متشرع بوده است. از اين دست فيلم ها نمونه هاي بي شماري را مي توان برشمرد. اين گرايش در فيلمسازي را جشنواره هاي غربي در ميان سينماگران ايراني رواج داده ا ند. زيرا استفاده از كليشه هايي پيش پا افتاده براي توهين به ارزش هاي فرهنگي و سنتي كشورمان نزديك ترين راه براي رسيدن به جوايز آن جشنواره ها و سوار شدن بر امواج شهرت و ثروت است.
نيكي كريمي كه پيش و بيش از كارگرداني، به عنوان يك بازيگر شناخته مي شود، متأسفانه همين مسير فيلمسازي را آغاز و پي گرفته است. او در دو فيلم قبلي خودش يعني «يك شب» و «چند روز بعد» به تقليد از كارگردان هاي جشنواره ا ي سينماي ايران همچون «عباس كيارستمي» و «جعفر پناهي» و ... پرداخته است، آن هم با حداقل خلاقيت و انديشه ورزي. آثاري كه به هيچ روي با مخاطب ايراني قابليت برقراري ارتباط نداشته و نخواهند داشت، اما ظاهراً خانم كريمي به همين حد هم قانع نبوده و نتوانسته با اين دو فيلم، رضايت جشنواره هاي غربي را به طور كامل تأمين كند. زيرا در فيلم جديد خود «سوت پايان» علاوه بر طرح روايتي در همان قالب كليشه اي و تقليدي، گارد بسيار شديدي نيز عليه جامعه، مردم و دين خود اتخاذ كرده است، آن هم به سطحي ترين و مبتذل ترين شكل ممكن.
مسئولان آلماني از کارمندان دولتي خواستند از فيسبوک استفاده نکنند چرا که ممکن است اطلاعات دولتي روانه سرورهاي آمريکايي شود. مقامات آلماني افزودند: «شرکت فيسبوک با جمعآوري اطلاعات از کاربران، قوانين اتحاديه اروپا و آلمان را نقض ميکند.» اين مقامات به کارمندان دولتي توصيه کردند که : «صفحات خود را در شبکه اجتماعي فيسبوک تعطيل کنند و گزينه«لايک» آن را هم از وبسايت شخصي خود بردارند.»
خراساني (کارشناس ارتباطات) در مورد خطرات «لايک» (like) زدن در صفحات «فيسبوک» اين چنين گفت: «دو خطر جدي، جامعه را تهديد ميکند. خطر اول اين است که اطلاعات حريم خصوصيمان را بيش از حد روي شبکه «فيسبوک» در قسمت «پرو فايل» قرار ميدهيم و خطر دوم هم آنکه انسانها با تعريف شخصيتي مجازي براي خود، از خدمات مالي تحت وب سوءاستفاده ميکنند.» او در ادامه افزود: «اطلاعاتي که از ما روي «شبکه»( net) قرار ميگيرد، از بين نميرود و جامعه بايستي با آگاهي کامل، حد اطلاعات خود را انتخاب کند.»
خبرگزاري يونايتد پرس اينترنشنال نوشت : «هشدار يک ژنرال ارشد ايران به آذربايجان در مورد نزديک شدن بيش از حد به اسرائيل، گوياي نگراني تهران از آن است که دولت اسرائيل ممکن است از اين همسايه شمالي ايران براي پيشدستي در وارد ساختن ضرباتي عليه برنامه اتمي ايران استفاده کند.» يونايتد پرس اينترنشنال در گزارش خودآورده است: «اسرائيل بيسر و صدا با آذربايجان نفتخيز و مسلماننشين ارتباطهايي اطلاعاتي و نظامي برقرار کرده است که پس از فروپاشي دو دهه پيش اتحاد جماهيرشوري، با نظام سکولار متکي به جدايي دين از حکومت اداره ميشود.» اين گزارش ميافزايد: «اسرائيليها با فروش مقادير زيادي تسليحات و هواپيماهاي بدون خلبان به دولت باکو در درياي خزر، به استقرار تشکيلات اطلاعاتي خود در مرز با ايران مشغولند. اين اقدامات اسرائيل براي زير نظرگرفتن ايران و به ويژه برنامه جنجالي اتمي آن است؛ برنامهاي که اسرائيل آن را تهديدي جدي عليه موجوديت خود ميداند
.»یکی از مدیران ارشد دستگیر شده سایت های ضد دینی در ایران گفت:"ایجاد۲۰ وبلاگ ضددینی با عناوین مختلفی چون گفتمان صریح وآزاد وتالار گفتگو اولین اقدام انجام شده از سوی این گروه در راستای انجام پروژه اسلام اروپایی بوده است و تخریب دین،نفی وجود خداوبه تمسخر کشیدن اسلام مهمترین اهداف سایت های ضد دین بود.
با توجه به موج دین ستیزی که در جوامع غربی روبه افزایش می باشد می توان گفت:برج ایفل ، مجسمه آزادی ونمادهای فراماسونری نمادهای دنیای غربی هستند که دولتمردان آنها تمام فکر وذهن شان این است که با زرق وبرقی مبهم افکار را به سوی خودشان منحرف کنندوسودای تنوع طلبی ومصرف گرایی رابه روح جوامع خود تزریق کنندامادر پس این دست وپا زدن آنها در دنیای غرب واقعیت دیگری در جریان است وآن گسترش دین مداری در جوامع غربی است.
مراد از قدر، تقدير و اندازه گيري است و شب قدر شب اندازه گيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مي كند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر مي گرداند.
آنچه پيش روي داريد بحثي پيرامون شب قدر براساس نظرات مرحوم علامه طباطبايي(ره) در تفسير شريف الميزان است كه در سوره «قدر» و «دخان» مطرح شده امید كه راهنماي خوبي براي معرفي اين شب باشد.